ورود به سايت   جستجو   
  مذهبی » داستان ها و روایات مذهبی » بیا این بار تو خدا را امتحان کن !

شیخ رجبعلی خیاط از انسانهای وارسته بود که در پرتو عمل به دستورات دین ، دیده برزخی او بینا بود و بسیاری از حقایق غیبی را می دید .

نقطه آغازین حرکت او به سوی کمال از زبان خود او به شرح زیر است :

در ایام جوانی دختری زیبا  از بستگان ، دلباخته من شد ، سرانجام در خانه ای خلوت مرا به دام انداخت. با خود گفتم : رجبعلی ! خدا می تواند تو را امتحان کند ، بیا این بار تو خدا را امتحان کن !

سپس به خداوند عرضه داشتم :

خدایا ! من این گناه را برای تو ترک می کنم ، تو هم مرا برای خودت تربیت کن !

آنگاه به سرعت از دام گناه می گریزد و بی درنگ دیده برزخی او روشن می شود و آنچه را که دیگران نمی دیدند و نمی شنیدند ، می بیند و می شنود .

حکایت زیر از او شنیدنی است :

حکم اعدام چند نفر ، از جمله جوانی  را داده بودند. بستگان جوان نزد شیخ رجبعلی می روند و با التماس چاره ای میجویند. شیخ میگوید : گرفتار مادرش است.

نزد مادر وی می روند ، می گوید : من هم هر چه دعا میکنم ، بینتیجه است.

می پرسند : آیا از او دلگیر هستی؟

می گوید : آری ، تازه ازدواج کرده بود ، روزی سفره را جمع کردم و به دست همسرش دادم تا به آشپزخانه ببرد ، پسرم سینی ظرفها را از دست او گرفت و به من گفت : برای شما کنیز نیاوردهام!

با شنیدن این حرف خیلی ناراحت و دلگیر شدم.

سرانجام مادر رضایت میدهد و برای رهایی فرزندش دعا می کند. روز بعد اعلام می کنند که اشتباه شده است و آن جوان آزاد می شود.

 فهرست کمينه
  

all rights reserved. || Nikan high school || contact us: school@nikan.sch.ir
Best view 1024*768 Mozilla Firefox

  Powerd by Radmanitd Co